
طرح های اثرگذار:
برنامه طرحهای اثرگذار مبتنی بر ایده را میتوان با الهام از چارچوب تعالی پژوهش (Research Excellence Framework – REF) طراحی کرد؛ چارچوبی که در نظام آموزش عالی بریتانیا برای ارزیابی کیفیت و بهویژه میزان اثرگذاری پژوهشهای دانشگاهی بر عرصههای مختلف زندگی اجتماعی به کار گرفته میشود. در سالهای اخیر، برخی کشورهای اروپایی از جمله ایتالیا، نروژ، پرتغال و اسلواکی نیز با اقتباس و متناسبسازی این رویکرد، گامهایی در جهت ارزیابی اثرات پژوهش برداشتهاند.
در این رویکرد، پژوهش صرفاً در مرزهای دانشگاه و در قالب مقاله، کتاب یا سایر دستاوردهای علمی سنجیده نمیشود؛ بلکه پرسش اساسی آن است که حاصل پژوهش تا چه اندازه توانسته است در جهان واقعی منشأ تغییر و تحول باشد. اثرگذاری پژوهش میتواند در عرصههایی چون اقتصاد، جامعه، فرهنگ، سیاستگذاری عمومی، خدمات، سلامت، محیط زیست و در نهایت کیفیت زندگی انسانها نمود پیدا کند.
بر اساس چارچوب REF، مؤسسات آموزش عالی بریتانیا در دورههای زمانی مشخص، بر پایه مجموعهای از شواهد و مستندات مربوط به پژوهشهای انجامشده در دوره ارزیابی، مورد سنجش قرار میگیرند. هدف از این ارزیابی، صرفاً رتبهبندی دانشگاهها نیست؛ بلکه ایجاد سازوکاری برای پیوند دادن کیفیت پژوهش با مسئولیتپذیری اجتماعی و عمومی و نشان دادن ارزش سرمایهگذاری در پژوهش است.
از مهمترین اهداف این چارچوب میتوان به فراهم کردن مبنایی برای تخصیص بودجههای تحقیقاتی بلاعوض به مؤسسات آموزش عالی بر اساس کیفیت پژوهش، پاسخگویی در برابر سرمایهگذاری عمومی در حوزه تحقیق و ارائه شواهدی از منافع حاصل از این سرمایهگذاری، و همچنین ترسیم تصویری روشن از وضعیت و سلامت نظام پژوهش در مؤسسات آموزش عالی بریتانیا اشاره کرد.
با این حال، تجربه REF خالی از نقد و چالش نیست. نخست آنکه تأکید بیش از اندازه بر «اثرگذاری فراتر از دانشگاه» ممکن است به تدریج آزادی عمل دانشگاه و پژوهشگر را در انتخاب موضوعات پژوهشی محدود کند و پژوهش را به سوی مسائلی سوق دهد که بتوان برای آنها در کوتاهمدت، اثرات ملموس و قابل اندازهگیری ارائه کرد؛ حال آنکه بسیاری از دستاوردهای بزرگ علمی، بهویژه در علوم پایه و علوم اجتماعی و انسانی، ممکن است سالها یا حتی دههها پس از انجام پژوهش به ثمر بنشینند.
از سوی دیگر، سنجش اثرگذاری پژوهش ذاتاً امری پیچیده است. همه آثار پژوهش را نمیتوان بهسادگی در قالب شاخصهای کمی بیان کرد و تشخیص رابطه میان یک پژوهش و یک تغییر اجتماعی، اقتصادی یا سیاستی نیز همواره ساده و بیطرفانه نیست. گاه یک دستاورد علمی در تعامل با مجموعهای از عوامل، سیاستها و تلاشهای انسانی به نتیجه میرسد و نسبت دادن آن نتیجه صرفاً به یک پژوهش، میتواند تصویری ناقص از واقعیت ارائه کند.
چالش دیگر آن است که نظامهای ارزیابی مبتنی بر اثرگذاری ممکن است ناخواسته پژوهشگران و مؤسسات را به سمت تولید آثاری سوق دهند که بتوان برای آنها در زمان ارزیابی، شواهد روشن و قابل ارائه فراهم کرد. در چنین شرایطی، این خطر وجود دارد که "قابلیت مستندسازی اثر" بهتدریج جای "ارزش واقعی پژوهش" را بگیرد و حتی برخی مؤسسات، به جای تمرکز بر تداوم و کیفیت فعالیت پژوهشی به فعالیتهایی روی آورند که صرفاً به افزایش حجم مستندات قابل ارائه در فرآیند ارزیابی منجر شود.
از این منظر، اگر قرار باشد تجربه REF مبنای طراحی "برنامه طرحهای اثرگذار مبتنی بر ایده" قرار گیرد، ضروری است که از تکرار این آسیبها پرهیز شود. اثرگذاری نباید جایگزین کیفیت علمی شود؛ بلکه باید حلقه اتصال میان پژوهش باکیفیت و نیازهای واقعی جامعه باشد. پژوهش بنیادی و کاربردی، ایدههای بلندمدت و کوتاهمدت و دستاوردهایی که آثار آنها بلافاصله قابل مشاهده نیست، همگی باید در این نظام جایگاهی شایسته داشته باشند.
بر این اساس، فلسفه اصلی برنامه میتواند بر زنجیرهای روشن و بههمپیوسته استوار باشد: ایده، پژوهش، دستاورد، انتقال دانش، پیامد و در نهایت اثرگذاری. در چنین نگاهی، ارزش یک طرح نه صرفاً در تعداد مقالات و تولیدات علمی آن، بلکه در ظرفیت آن برای تبدیل دانش و ایده به تغییری مثبت، پایدار و معنادار سنجیده میشود؛ تغییری که بتواند گرهی از یک مسئله بگشاید، وضعیتی را بهبود بخشد، فرصتی تازه بیافریند یا در نهایت، به ارتقای کیفیت زندگی انسانها منجر شود.
سخن آخر آنکه، در اقتباس از تجربه REF باید به دو ملاحظه اساسی توجه داشت. نخست آنکه، REF طرحها و پژوهشها را پس از انجام و بر پایه شواهد و میزان اثرگذاری آنها ارزیابی میکند و به آنها بین یک تا چهار ستاره اختصاص میدهد؛ اما پیش از آغاز پژوهش، طرحها را بر اساس میزان اثرگذاری مورد انتظار، برچسبگذاری یا از یکدیگر تفکیک نمیکند. دوم آنکه، کشورهای بهرهگیرنده از این رویکرد همچنان محدود هستند؛ ازاینرو، نمیتوان آن را در شرایط کنونی الگویی جهانشمول دانست. بنابراین، تجربه REF بهتر است نه بهعنوان الگویی آماده برای تعمیم، بلکه بهعنوان تجربهای قابل مطالعه و الهامبخش در نظر گرفته شود و در صورت بهرهگیری، متناسب با شرایط و اقتضائات نظام پژوهشی کشور بازطراحی و بومیسازی شود.
